شکار تاریخی یک بوسه ی تاریخی!

تصویر دوم مربوط به همان ملوان در سال های اخیر است در حالی که عکسی از جوانی خود در دست راست و آن عکس تاریخی بوسه را در دست چپ خود نگه داشته است.

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

چه جالب یه ایمیل اومده بود واسه ام که همین موضوع رو از زبان پرستاره می گفت... پرستاره می گفت:نمیدونم یکدفعه چی شد اون منو بغل کرد و بوسید. من حتی قیافه اش رو هم ندیدم چون چشمام رو بسته بودم بعد اون گذاشت و رفت و من دیگه اونو هیچوقت ندیدم... آآآآآآآآآآآآآآآآخی!!!!!!!!![قلب]

نیما

جالب بود و همينطور گفته هاي اون پرستار كه نيلوفر در كامنتش آورده. ممنون

شقایق

kheli khosham omad manam ba in movafegham ke bazi vaghta yk bose faghat yk bose nist

النا

ساشا عزیز سلام... اول اینکه وبلاگت خیلی جالبه... خیلی... دوم اینکه بسیار ممنونم که به من سر زدی... من این عکس رو خیلی دوست دارم... خیلی زیباست و پر است از نگاههای سرشار از محبت و مثبت... ممنون که ازم دعوت کردی تا مهمان زیباییهای وبلاگت باشم...[گل]

کاوا

بسیار زیبا بود. دستت خوش!

نیایش

...... زندگی زیباست ای زیبا پسند ......... زنده اندیشان به زیبایی رسند .............آنقدر زیباست این بی بازگشت ................کز برایش می توان از جان گذشت مگه نه ساشا جون؟ ............هنگامی که یک بوش فقط یک بوش نیست!...............

سهیلا

داستان بسیار جالبی است.من در یک فیلم آمریکایی حدود یکی دوسال پیش دیدم. " بیوتی ان بیریفکیس" اگه درست یادم باشه.

تارا

سلام دوست خوبم چققققققققققققققققدر جالب بود مرسی[پلک]