مقاله ی زیر که در هفته نامه ی بسیار محترم آسیا (شماره 979) به چاپ رسیده است نوشته ی آقای "مهدی مجردزاده کرمانی" بسیار قابل توجه و حرف دل همه ی کسانی است که به بعضی از سایت های پرمحتوای ایرانی سری زده اند و متوجه نوعی رفتار سلیقه ای در ایجاد و اختراع خبرها و مطالب شده اند.

آغاز مقاله:

"علما- علم- تغییر

سایتهای اینترنتی واقعا زیاد است. هر کسی که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد- حتی اگر آن را هم نداشته باشد- می تواند یک سایت در اینترنت ایجاد کند و هر چه دلش خواست بنویسد. اگر هم حرفی برای گفتن نداشت، مانعی ندارد چون میتواند مطالب سایتهای دیگر را بدون ذکر ماخذ تکرار کند. بعضی از آنها با خوانندگان خود به تعامل می پردازند و از طریق وبلاگها به پرسشهای آنان پاسخ هم می دهند. بعد از مدتی کم کم خودشان هم باورشان می شود که جزو علما هستند و حق دارند درباره هر مطلبی اظهار نظر کنند."

برای مطالعه کل مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 


"چندی پیش در یکی از همین سایتها مطلبی دیدم قریب به این مضمون که گفته های دانشمندان قابل اعتنا و اطمینان نیست زیرا قابل تغییر است و هر روزی چیزی میگویند. شگفت است که چنین مطلبی در یک سایت اینترنتی درج شود و کسی با استفاده از آخرین دستاوردهای دانش مدعی شود که علم و دانش به درد نمی خورد چون در معرض تغییر است!

اتفاقا ارزش و اهمیت علم در همین است که دائما تغییر می کند. امروزه هر بچه محصلی یک وسیله ساده، کوچک تر از انگشت کوچک دست خودش، در جیب دارد که ظرفیت حافظه آن ده ها برابر کامپیوترهای قدیمی است. آیا چند سال پیش هم این وسیله در اختیار علاقه مندان بود؟

من بیست سال پیش در سازمانی کار می کردم که برای پرداخت حقوق کارمندان از کامپیوتر استفاده می کردند. به خاطر دارم که کامپیوتر در آن زمان دستگاه عظیمی بود که چندین اتاق را اشغال کرده بود. با وجود این نمی توانست بسیاری از کارهایی را که از کامپیوتر رومیزی من به راحتی ساخته است، انجام دهد. ظرفیت حافظه آن نیز با همین کامپیوتری که به کمک آن دارم این مطالب را می نویسم به هیچ وجه قابل مقایسه نبود. این مقاله که نوشتنش تمام شود ظرف چند ثانیه آن را می فرستم و به دست مسئولش در روزنامه "آسیا" می رسانم. آیا هفت سال پیش هم چنین کاری مقدور بود؟

آیا همین آدم بی انصافی که در نهایت خشک مغزی به دانش امروزی می تازد، پانزده سال پیش هم این وسیله ارزشمند را در اختیار داشت که به کمک آن عقاید بی ارزشش را ظرف چند دقیقه در اختیار جهانیان بگذارد؟ آیا پانزده سال پیش هم می توانست در حال قدم زدن تلفن همراهش را از جیبش در آورد و با هر کس که دلش خواست تماس بگیرد؟ این ها نتیجه همان تغییرهایی است که همه روزه اتفاق می افتد و هر تغییر، انسان امروزی را یک گام به جلو می برد. آیا انکار دانش و دانشمندان، نمک خوردن و نمکدان شکستن نیست؟!" 

............پایان مقاله............

داخل پرانتز: کتابِ "کاربرد روان شناسی در زندگی عادی" با ترجمه ی آقای مهدی  مجردزاده کرمانی در همین نشریه معرفی شده است. ذکر این مطلب را به جهت بیان اعتبارِ نام نویسنده ی مقاله<<< لازم دانستم.

تلفن پخش کتاب: 88794218    و   66461900

تلفن فروش:      88942247   و   66462342